الملا فتح الله الكاشاني

296

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

تبيين آن بيت تفخيم شان آن قواعد است و در مجمع آورده كه از ابن عباس و عطا مرويست كه آدم عليه السّلام بناى كعبه نمود و چون بمرور دهور اثر آن مندرس گشت ابراهيم مامور شد بتجديد آن و اين قول از ائمه هدى عليه السّلام نيز ماثور است پس مراد بقواعد اصول بيت است كه قبل از زمان ابراهيم عليه السّلام بوده و نزد مجاهد مراد برفع قواعد انشاى آنست بامر حقتعالى و نزد حسن اول كسى كه حج خانه كعبه كرد ابراهيم عليه السّلام بود و در روايات اصحاب ما وارد شده كه اول كسى كه حج خانه كعبه كرد آدم عليه السّلام بود چنان كه انفا گذشت و از باقر عليه السّلام روايتست كه حق تعالى در تحت عرش چهار اسطوانه وضع فرمود و آن را صراخ نام نهاد و آن بيت المعمور است و ملائكه را بطواف آن امر فرمود و بعد از آن بعضى ملائكه را امر كرد به آنكه در زمين خانهء بر مثال و قدر آن بنا كردند و كسانى را كه در زمين بودند بطواف آن امر فرمود و عياشى باسناد خود از صادق عليه السّلام روايت كرده كه حق تعالى حجر الاسود را از بهشت بآدم عليه السّلام فرستاد تا بر ركن خانه كعبه وضع كرد و آن خانه در آن روز يك در سفيد بود و در حين طوفان آن را به آسمان برد و اساس او بماند و آن درهء بيضا است در محاذى اين اساس و بعد از آن آن حضرت فرمود كه هر روز هفتاد هزار فرشته به آن خانه داخل مىشوند كه باز به آن مراجعت نخواهند كرد تا قيامت پس ابراهيم و اسماعيل عليه السّلام را امر كرد تا بناى بيت كردند بر آن قواعد و از أمير المؤمنين عليه السّلام روايتست كه اول چيزى كه از آسمان به زمين نازل شد خانه كعبه بود و آن يك ياقوت سرخ بود و چون در زمان نوح عليه السّلام قوم او در فسق و فجور افراط كردند حقتعالى آن را باسمان برد و بعد از آن ابراهيم عليه السّلام و اسماعيل عليه السّلام ببناى آن مامور شدند و نيز از باقر مروى است كه اسماعيل اول كسى بود كه زبان او منشق شد بعربية و در حينى كه بناى كعبه ميكردند ابراهيم عليه السّلام باسماعيل عليه السّلام ميگفت هابى و اين لغت سريانيست و معنى اين كه سنگ را به من ده و اسماعيل عليه السّلام وى را ميگفت يا ابة هاك حجرا ايپدر سنگ را بستان و هر دو زبان يكدگر را ميدانستند و مرويست كه چون هر دو مأمور شدند برفع قواعد كعبه گفتند بار خدايا در كدام بقعه بناى آن كنيم فرمود كه در بقعهء كه قبه آدم بر آن بود و آن قبه از زمان آدم بود تا بطوفان نوح و چون همهء دنيا غرقشد حقتعالى آن قبه را به آسمان رفع فرمود و اما موضع آن قبه غرقه نشد و اصلا آب به آن نرسيد و لهذا آن را بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ميگويند يعنى خانه آزاد از غرق پس جبرئيل را امر كرد تا موضع آن قبه را خط بكشيد و ابراهيم عليه السّلام و اسماعيل عليه السّلام بر بالاى آن بنا كردند و جبرئيل قواعد آن را از بهشت نازل ساخت و حجر الاسود را نيز از بهشت به زمين آورد و آن سفيدتر از برف بود و به جهت آنكه دستهاى كفار و فساق به آن رسيد سياه گشت و گويند حق سبحانه سحابه را بر بالاى آن بداشت و بابراهيم عليه السّلام امر كرد كه خانه را بر قدر اين سحابه بنا كن بىزياده و نقصان اسماعيل ع نقل حجر ميكرد از ذيطوى و ابراهيم عليه السّلام بناى آن ميفرمود تا هفت گز بلند گردانيد و بعضى مفسران گفته‌اند كه كعبه را از سنگ پنج كوه بنا كردند طور سيناء و طور زيتا و لبنان وجودى و حراء اساس و قواعد آن از حراء بود چون بموقع سنگ سياه رسيدند كه حجر الاسود است هر سنگ كه بر